حدیث هفته
هیچ چیز مانند نماز بینى شیطان را به خاک نمى مالد ، پس نماز بگزار و بینىشیطان را به خاک بمال     .
(بحار الأنوار ، ج 53 ، ص 182 .)

خانه


:: کل بازدیدها ::
7583

:: بازدید امروز ::
3


خدمات وبلاگ





\منتظریم!


بسم الله الرحمن الرحیم

< p align="center">


.......جستجوی در وبلاگ .......





........... دوستان من ...........










زمان حضرت سلیمان دو تا گنجشک یه گوشه ای نشسته بودند. گنجشک نر به گنجشک ماده اظهار محبت می کرد. می گفت تو محبوبه منی. تو همسر منی. دوستت دارم. عاشقتم. چرا به من کم محبتی؟ چرا محلم نمیذاری؟ فکر کردی من کم قدرت دارم تو این عالم عیال؟ من اگه بخوام می تونم با نوک منقارم تخت و تاج سلیمان رو بردارم بندازم تو دریا. باد که مسخر سلیمان بود پیام رو به گوش سلیمان رسوند. حضرت تبسمی کرد و فرمود اون گنجشک ها رو بیارید پیش من. آوردند.سلیمان به گنجشک نر گفت خوب ادعاتو اجرا کن بینم. گفت من چنین قدرتی ندارم. سلیمان گفت پس الان به همسرت گفتی؟ گفت خوب شوهر گاهی جلو همسرش کلاس میاد یه خالی ای می بنده. عاشق که ملامت نمیشه. من عاشقم. یه چی گفتم ولی یا نبی الله واقعا دوسش دارم. این به ما محل نمیذاره. حضرت به گنجشک ماده گفت اینکه به تو اظهار محبت میکنه چرا محلش نمیدی؟ گفت یا نبی الله چون دروغ میگه هم منو دوست داره هم یه گنجشک دیگه رو. مگه تو یک دل چند تا محبت جا میگیره؟ این کلام در دل جناب سلیمان چنان اثری گذاشت که تا چهل روز گریه می کرد و فقط یک دعا می کرد. می گفت: الهی دل سلیمان رو از محبت غیر خودت خالی کن...مام صادق علیه السلام می فرمایند: باء (بسم اللّه‏ الرحمن الرحیم) بهاء (روشنى) خدا و سین آن سناء (بزرگى) خدا و میم آن مجد (عظمت) خدا، و اللّه‏ معبود همه چیز، رحمن مبان به همه خلق، رحیم مهربان فقط به مؤمنان است



............. بایگانی.............
مهدویت [2]
ندای اسمانی


   1   2   3   4   5   >>   >

ای خود من ...
هر که هستی باش ...
روزی موجی
تو را سرنگون خواهد کرد ...
دل دریایی خشک خواهد شد ...
و آسمان نیز
دریای درد تو ...
تنها قلم خیس از گریه ات
فریاد خواهد کشید ...
آن روز تو امروز است ...
آهسته آهسته بخوان ...
هویت مرا فاش کن
که دیرگاهیست
کسی فریاد ...
نمی شنود !!!
پس :...

" همترانه دستاتو به خدا بده
همترانه کوله بارتو ببند ...
همترانه ما رسیدیم به خدا
چشماتو واکن ... نگاه کن و بخند !
همترانه سرتو بالا بگیر
اشکاتو به آسمون نشون بده ...
به خدا بگو : هنوز اشکای ما ...
می تونه عرش تو رو تکون بده !!!می تونه؟ "


 


ای خود من...


تمام شد!



چه ابلهانه،


چه عاقلانه، شاید!


حالا ما با هم دوستیم.


زندگی چقدر زیباست!


همه با هم دوستند!


می خواهم این زندگی را بالا بیاورم،


نمی توانم،


روزه ام باطل می شود!


حتی کلاغ ها هم دیگر حال همدردی با من را ندارند.


چه همدردی!


"روزی هزاران نفر مثل تو روی این صندلی کز می کنند"


چه خیالی...


گنجشکها!


چرا روزه نیستند؟!


یک سال به خود دروغ می گفتم.


دیشب انگشت بر لبانم گذاشت،


گفت:


"چیزی نگو من هم دوستت دارم"


اشک ریختیم!!!


چه خیالی...


بید مجنونها با باد می رقصند،


فکر پاییز را نکرده اند؛


کدام مجنون؟کدام عشق؟!


دیشب مرا بوسید!


چه خیالی...


زنده ام؛ به امیدی شاید!


به چه امیدی؟


چرا زنده ام؟


چه خیالی...


 


****


سلام دوستای خوبم
راستش خودم از دست خودم خیلی ناراحتم که آپ نمی کنم.
دلایل آپ نکردنم:
1-مشغله ی خیلی خیلی زیاد در عین بیکاری!
2- سرعت به شدت پایین اینترنت در کورآبا! ما!
3- درگیری شدید ذهنی که همه دعا کنید که خدا توی این سفرم کمکم کنه...
باز هم از اظهار لطفتون واقعا ممنونم و ببخشید...


 


نظرات شما ()

   1   2   3   4   5   >>   >

هر